ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1047

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

ذكور و اناث نيست . از وفور سعادت فطرى كه داشت ، دو دفعه « 1 » به زيارت بيت اللّه الحرام و حرم محترم رسول كرام ( ص ) روى گذاشت . ارادهء مجاورت در عتبات عاليات را دارد و اميد كه جناب احديّت او را محفوظ و پاينده بگذارد . بيست و يكم : ستوده خانم حرم‌سراى جلالت ، حضرت بيگم خانم ، صبيّهء مرضيّهء امام قلى خان افشار كه بيگلربيگى ولايت ارومى آذربايجان بوده و والدهء محترمهء نوّاب قاسم ميرزاست ، كه كلك سخن‌سراى احوال او را مفصّلا ذكر نموده است . خاتونى بزرگ‌منش و بانويى نيكوروش بود و آثار بزرگى و نجابت از افعال پسنديدهء او كالشمس فى رابعة النهار همواره تراوش مىنمود . در دار دنياى فانى كامى از زندگانى نديده و با چندين هزار حسرت در حجلهء خاك آرميد . بيست و دويم : خجلت ده شمس و قمر ، حضرت قمر نسابيگم ، صبيّهء مرضيّهء حسين قلى خان و نبيرهء امام قلى خان افشار است و بعد از وفات عمّهء معظّمه ، آرايش ايوان قبول شاهنشاه تاجدار . او نيز چون عمّهء برگزيده ، صاحب اخلاق ستوده و بعد از وفات آن مستوره ، اوضاع و مخلّفات او را پرستارى مىنموده است . والدهء محترمهء نوّاب يحيى ميرزا والى ولايت گيلان است و در دار الخلافهء طهران ، ضياع و اوضاع فراوان [ دارد ] . بيست و سيم : دوستدار بهترين زنان ، حضرت نسا باجى خانم . اصلش از محال طالش و آباء و اجدادش از معارف ارباب [ 560 ] رزم و چالش . چون اولادى از ذكور نداشت ، لهذا حضرت اعلى در زمان طفوليت نوّاب ظلّ السلطان ، او را به تربيت و پرستارى وى گماشت . رفته‌رفته به والده على شاه مشهور و [ از ] اين نسبت شريف ، زبانزد اهالى نزديك و دور شد . او را يك صبيّه بود و از قرارى كه مذكور گرديد ، با على محمد خان دولّوى قاجارش عقد نمود . بيست و چهارم : نيكوتر زنى از نسوان روزگار ، خير النسا خانم ، صبيّهء مرضيّهء

--> ( 1 ) . ملى : « ورود »